حسین (علیه السلام) آرام جانم

خرید بک لینک
این شب ها بیشتر از هر زمان دیگه ای بهانه ها پشت سر هم ردیف میشن...و یکراست منو به تو میرسونن... بهانه ها ردیف میشن ... بغض میشن... اشک میشن... و آه...وقتی به تو میرسم میبینم چقدر،چقدر،چقدر بدون تو هیچم. هیچ...مدتهاست که دارم فکر میکنم،این شبها اما بیشتر،که بدون تو به هیچی بند نخواهم بودو بی تو بعنی سقوط... سقوط از چشم خدا...وقتی تو برای خدا رحمت واسعه ای.وقتی پرده از چشم آنان که روشن ضمیرند کنار رفته و دیده اند که تو همه کاره ی این عالمی...وقتی تو وجه اللهی...بی تو یعنی هیچ. یعنی تمام.چقدر دستم بدون تو خالیه...چقدر خالی ام بدون تو...چقدر هیچم...این شب ها بیشتر از همیشه صحنه ی قی حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: رهایم, نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

وقتی هر سال ماه خوب خدا به آخرین روزهاش میرسه بی هوا این چن بیت میفته رو زبون دلم....خداحافظ ای سفره سبز افطاردعای سحر با چشای گهربارخداحافظ ای گریه های شبونهبرو ماه رحمت به امید دیدار...تا حرف رفتن میزنی ته دلم میلرزهماه رمضون یه روزتم به کل سال می ارزه....تازه عادت کرده بودم به دعای ابوحمزه.....ماه رمضون،ماه خدا...ماه علی،ماه دعا....ماه رمضون ماه جنون...........خداحافظ ای ماه مجنون و لیلاتب و تاب قطره در آغوش دریاخداحافظ ای ماه العفو و توبهمناجات بنده به درگاه مولا...مولا چیکار کنه اگه کوتاهی کرده بنده......خوشبحال اونکه ته این قصه سربلندهتا سال بعد ماه رمضون کی مرده و کی زنده حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: خداحافظ, نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

در روایتی آمده است که «کنیزی، دسته گُلی را تقدیم امام حسین(علیه السلام) کرد و آن حضرت در برابر این محبت، کنیز را آزاد فرمود.به امام(علیه السلام) عرض کردند که شما تنها برای هدیه کردن یک دسته گل، او را آزاد کردید؟سیدالشهدا (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خداوند در قرآن، ما را چنین ادب آموخته است که«وَ إِذا حُیِّیتُمْ بتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بأَحْسَنَ مِنْها؛و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتی ] بهتر از آن پاسخ دهید»و هدیه بهتر از دسته گل، آزاد کردن او بود.»....* "فرازهایی از کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام»، تألیف استاد رسول جعفریان"میدانی ارباب خوبم...چقدر حسرت میبرم و حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: روایت,شاخه, نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

همیشه وقتی اسم این امامزاده ی عظیم الشأن رو میشنوم دقیقا مصرع "با خدا باش و پادشاهی کن " تو ذهنم مجسم میشه... امامزاده ای که تا در جوار و نزدیکی حرممطهرش بودم،قدر ندونستم. امامزاده شاه عبدالعظیم حسنی...و درست آدم زمانی قدر یه نعمتی رو میدونه،که از دستش رفته باشه...شاه عبدالعظیم! یعنی با خدا باش و پادشاهی کن.......چهارسال تو تهران بودم اما انگشت شمار به زیارت بارگاه امامزاده شاه عبدالعظیم حسنیمشرف شدم. و البته هر بار به یه کیفیت و خاصیتی....دلم برای تک تک زیارتهای دو نفره و چند نفره مون تنگ شده...برای حال خوش زیارت...خلوت های دلنشین...تصور زیارتی که ته تهش میرسه به زیارت ارباب غریبمون. حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

.دو سه هفته اس که آنچنان دچار قبض و بسط روحی شدم که دیگه حال خودمو نمیفهمم.خصوصا این چند روز اخیر که حالم یه جور خیلی ناجور خراباته.... حدودای دو هفته پیش،یه خواب خوب دیگه....اونقد تو حال و هوای خوب اون خواب بودم که نمیخواستم اصلا به تعبیرش فکر کنم.بیت حضرت آقا بودم.آقا روضه داشتن.خودشون پایین حسینیه،دم در ورودی نشسته بودن....من...برای حضرت آقا چای بردم!چای روضه...دوباره اش که رفتم پیش حضرت آقا و .... .بماند .....کاش این روزا حالم به خوبی حال توی خوابم بود...اما .... نیست.من میخوام برگردم. با یک قدم محکم.تو هم برگرد....برمیگردی؟با یک قول اومدم و یک قرار ...هرچند که دیر ...هوا حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: قرار, نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

وقت اذان صبح نزدیکه،دارم نفس نفس زنون خودمو میرسونم به سمت حرم..من و گنبد طلایی که رو به رومه...چه قدر طلایی و زیبا.خداروشکر،رسیده ام به بست شیخ طوسی.می ایستم روبروی تابلوی اذن دخول..هرچند با یک "یا اباالفضل" گفتنم نگاهم میکنی و اذن به ورودم میدهی،اما به رسم ادب اذن دخول را زیر لب زمزمه میکنم.ورودی را که رد کردم،همانجا و هماندم دست به سینه به تو سلام میدهم..صدای مناجات سحرگاهی حرم،میرساندم به صحن سقاخانه.آخ صحن سقا خانه و ما ادرک...کنار این درب ورودی صحن که می ایستم،قبله ام میشود کمی مایل به راست..سلامی دوباره میدهم به تو،نگاهم از گنبد و گلدسته سر میخورد به ایوان طلا...تلاوت قرآن قبل ا حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: برای,امروز, نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد و مماتنا ممات محمد و آل محمد.....ارباب خوبم..چه خوبه با تو حالم.... (بی تو بد میشه)چه خوبه با تو حالم...الحمدلله.الحمدلله...(خدایا این حال خوب رو،این حال خیلی خوب رو ماندگار کن...)پ.ن 1: پریشب همسایه مون اومد خداحافظی،برا کربلا... دیشب با کل خونواده میرفتن کربلا... من و دختر بزرگه اش تو دبیرستان همکلاسی بودیم. بعد التماس دعاها گفتن هامون،یه جوری نگاه کرد و گفت ایشالا که شمام زود زود بیاین... دلم یه جوری شد... اللهم ارزقنا حرم... (با دل من عشق تو در هم شده آقا رابطه ام حالا با تو محکم شده آقا اما یه مدتیه احساس من اینهکرب و بلای خون من حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: الحمدلله, نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری شهیدِ امام رضا علیه السلاماوایل سال 72 بود و گرمای فکه.در منطقه ی عملیاتی و الفجر مقدماتی،بین کانال اول و دوم،مشغول کار بودیم.چند روزی میشد که شهید پیدا نکرده بودیم.هر روز صبح زیارت عاشورا می خواندیمو کار را شروع میکردیم.گره و مشکل کار را در خود می جستیم.مطمئن بودیم در توسل هایماناشکالی وجود دارد.آن روز صبح،کسیکه زیارت عاشورا میخواند،توسلی پیدا کرد به امام رضا علیه السلام. حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: ستاره, نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

حالم امروز کلا یه جوراییه...امروز از شهید ابراهیم هادی یه گزارش دیدم... شهیدی که هادی خیلی هاس تو زندگی..خیلی هایی که تو این دنیا مسیر و راهشونو گم میکنن....و اگه دل بدن به این شهدا...آه خدا..چرا من، هنوز که هنوزه نتونستم کتاب سلام بر ابراهیم رو تموم کنمچرا من هنوز نتونستم کتاب شهید محمدهادی ذوالفقاری رو بگیرم بخونم.پی دی اف کتاب پسرک فلافل فروش رو گرفته بودم که تو لپ تاپ آقاسید بود و لپ تاپشون احتمالا سوخته............شهید ابراهیم هادی و شهید محمد هادی ذوالفقاری برا من دو ستاره ی پر نور و درخشانن که میشه راه رو با این شهدا پیدا کرد و به کمکشون راه رفتنی زندگی رو رفت...ای حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: هادی,المضلین, نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 13:04

صفحه بندی